دَلیلِ اینکه Rell نـِمـیـزَنـَم اینه که:
میـتـَرسـَم تـو کامنت تبریکا از یِـکى دیگه خـوشـَم بـیـاد
دِلـه دیـگـه کـاریـش نـِمـیـشـه کـَرد!!!
دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم ...
بیرونش مازاراتی بودولی توش مثه پراید بود....
تا حالا به خونه تکونی مردا دقت کردید ؟!؟!؟!
مرد می خواد شیشه تمیز کنه
مرد : عزیزم اون چهارپایه رو بیار…
عزیزم روزنامه بده بهم…
عزیزم شیشه شورو بده دستم…
عزیزم کمک کن برم بالا…
عزیزم چهارپایه رو بگیر نیوفتم…
زن :عزیزم گمشو بیا پایین خودم پاک میکنم
به دختره میگم اصل بده آشنا بشیم !!
جواب داده : اولأ اصل نه بیسواد عسل ! بعدشم پرو عسل میخوای برو با زنبور
دوست شو هر روز واست میاره!
الان حالم بهتره .دکترا گفتن یبار دیگه خودکشی کنی کارت تمومه !
نوشته سالن های ورزشی
ژاپن :
” قهرمانان مادرزاد به
دنیا نیامده اند
بلکه با تمرین و
پشتکار به قهرمانی رسیده اند
”
نوشته سالن ها ورزشی
ایران :
” مراقب وسایل شخصی خود
باشید ”
.
فوووووووت …..
فووووووووت ….
فوووووووت …..
فووووووووت …
فوووووووت ….
بیا شعما رو فوت کن !!!
تولدت مبارک !!!
خواستگار اومده واسه خواهرم
خواهر پسره میگه:برادر ما اولین باره که اومده خواستگاری واسه همین خجالت میکشه....
مامان بزرگ ما هم واسه بازار گرمی گفت:واسه دختر ما هم اولین باره خواستگار میاد...
الان به هفته اس خواهرم خیره شده به سقف
از قرمه سبزی خواهش میکنم به بقیه ی غذاها هم یاد بده
که تو یخچال چیکار میکنه که فرداش خوش مزه تر میشه!!
مرد:کی میگه لکه هاش پاک نمیشه ! برو یه دستمال و شامپو بیار خودم تمیزش میکنم
و اینگونه مرد خر میشود و نظافت را شروع میکند
زن از بیرون اومد خونه، دید همسرش خوابه، پتو کشید روش تلویزیون رو خاموش کرد، کنترل رو از دستش در آورد...
بعد برگشت یه کشیده زد تو صورتش، گفت بلند شو دروغگو، آخرین بازدیدت تو واتساپ یه دقیقه پیش بوده
آتیش بگیره این آخرین بازدید
تو هواپیما رفتم دستشویی ،
وقتی برگشتم دیدم دختره که بغل دستم نشسته اومده سر جای من نشسته !
بهش گفتم چرا سر جای من نشستی ؟!
گفت : فکر کردم پیاده شدی
چند روزه دارم شامپو با نون میخورم بلکه بمیرم و این روزا رو نبینم
ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﮐﻠﯿﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺁﺭﻩ ﺧﺐ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻬﻠﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻮﺩ
خانومه فیش گاز رو برده بانک
به یارو پشت باجه میگه ببخشید اقا شما گاز می گیرید؟؟؟؟
طرف گفته نه خانم متاسفانه من فقط جفتک می اندازم
اون اقای همکارم گاز می گیره
دیروز رفته بودم امامزاده داود تو مسیر یک پیرمرده پیاده میرفت سوار ماشینش کردم
برگشته میگه دست شما درد نکنه ما قدیما این مسیر رو با خر میرفتیم
الان داریم با شما میریم !!
من
پیرمرده