طرف فامیلیش "خبردار" بوده!
میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته: خبردار
یارو دست بلند میکرد میگفته: حاضر قربان!فرمانده هم بهش میگفته:احمق با تو نبودم!صاف بایست!
یه روز یک هیأت نظامی قرار شد بیان بازدید!
فرمانده برای این که آبروش نره بهش یک ماه مرخصی میده
هیأت بازدید کننده اومدند فرمانده بلند گفت: خبردار
همه سربازا داد زدند:
رفته مرخصی 
دخی شاد
شنبه 25 مرداد 1393 ساعت 13:37